بزن بریم
منوی دسته بندی

جانوران اساطیری در ایران

نگاهی به گوپت، شیردال، مرتی خُوار و خَرَ، جانوران اساطیری ترکیبی ایران باستان

هر جانور اساطیری در اندیشه باستان دارای نیروی سحرآمیز و فرمانروای قلمرو خویشتن است. انسان از ابتدا به نیروهای این جانوران اساطیری غبطه خورده و برای دستیابی به آنها کوشیده است. رسیدن به توان پرواز همچون پرندگان تیزچنگالی مثل شاهین، دلاوری به سان شیر یا بی‌مرگی همپای مار آرزوهایی بوده که انسان باستانی همواره به آنها اندیشیده و در هنر و ادبیات ثبتشان کرده است.

هنگامی که این جانوران درهم آمیخته یا با انسان ترکیب می‌شدند موجودی فراطبیعی و شکست ناپذیر حاصل می‌آمد که توانایی‌های چندگانه داشت. چرا که اندام‌های نیرومند جانوران گوناگون (مثل ذهن اندیشه گر انسان، بال‌های پرنیروی شاهین، تن زورمند گاو یا شیر، نیش گزنده مار یا کژدم و…) را یکجا گرد آورده بود.

چهار جانور اساطیری در ایران باستان

گوپت:

یا گوپت شاه جانور اساطیری بال‌داری با تن گاو یا شیر و سر انسان است. بر پایه زادسپرم سریشوک (گاو آسمانی) را گوپت شاه (باشنده‌ای گاو۔ مرد که نیمی از او انسان و نیمه دیگر او گاو است) به دقت مراقبت می‌کند.

در کتاب دادستان دینیک آمده: «گوپت شاه فرمانروای گوپت زمین است، که با کشور ایرانویج در کرانه آبهای داییتی هم مرز است» (پرسش ۹۰، بند ۴). اغریرث، برادر نیک و ستوده شده افراسیاب که به دست او کشته می‌شود، در بندهش ایرانی و بندهش هندی، گوپت/گوبد (نگهبان گاو) لقب دارد.

گوبدشاه در ایرانویج در کشور خونیرث است.این  جانور اساطیری از پای تا نیمه تن گاو و از نیمه تن به بالا انسان است و همواره در کنار دریا می‌نشیند، و پرستش ایزدان می‌کند و زوهر به آب می‌ریزد. و به سبب آن زوهر ریختن او حیوانات موذی بیشماری در دریا می‌میرند (مینوی خرد، پرسش ۶۱، بند ۳۱ تا ۳۵).

در ماتیکان یوشت فریان نیز به داستانی بر می‌خوریم که از یک جانور اساطیری گاو – مرد حکایت دارد.

یکی از قصه‌های مرزبان نامه در باب چهارم با عنوان «در دیو گاو‌پای و دانای دینی» از ماتیكان يوشت فریان ریشه گرفته. در مرزبان نامه، دیو گاو‌پای در پاسخ دادن به پرسش‌های دانای دینی شکست می‌خورد و از این رو همه دیوان، رویه گیتی را فرو می‌گذارند و به زیرزمین و غارها می‌پناهند و دیگر با آدمی‌زاده در نمی‌آمیزند. ماتیکان يوشت فریان سیزده سده پیش از مرزبان نامه نوشته شده است (معین، ۱۳۲۲: ۱۰).

جعبه سنگی با نقش جانور اساطیری گوپت-عیلامی

داستان کوتاه شده چنین است: جادوگری به نام اَخت با هفتاد هزار سپاهی وارد شهری به نام شهر پرسش گزاران (به پارسی میانه: فرشن وزاران) می‌شود. اَخت می‌گوید که اگر کسی از مردم شهر بتواند به پرسش‌هایش پاسخ دهد از شهر خواهد گذشت، وگرنه شهر را نابود خواهد کرد. وی برای پاسخگو شرایطی نیز می‌گذارد از جمله اینکه سن او نباید از پانزده سال بیشتر باشد. مردی به نام ماراسپند به اخت خبر می‌دهد که جوانی به نام یوشت فریان آماده پاسخگویی است.

قرار می‌شود تا اخت نیز در پایان به سه پرسش یوشت پاسخ دهد وگرنه بر سر او همان آید که خود تعیین کرده بود. یوشت (با همراهی و یاری ماراسپند) به همه ۳۳ پرسش چیستان وار اخت جادوگر که در زمینه‌های علوم طبیعی، جستارهای دینی، اخلاقی، اجتماعی و گاه کودکانه و شگفت آورند پاسخ می‌دهد. او در این پاسخ‌ها گاه با امشاسپندان و فرشتگانی که او را در پناه دارند مشورت می‌کند. در پایان یوشت سه پرسش از اَخت می‌پرسد که اَخت نمی‌تواند پاسخ بدهد و‌ جادوگر به دست یوشت کشته می‌شود.

به گفتار شاهنامه، اسکندر نیز در خواب موجودی به سان گوپت می‌بیند و خواب گزاران آن را نشان مرگ او می‌دانند:

«سرش چون سر شیر و بر پای سم

چو مردم بر و کتف و چون گاو دم»

شیردال:

دال از بزرگ‌ترین پرندگان جهان و از پرندگان بومی ایران و هم خانواده عقاب است که پهنای بال‌های گشوده گونه‌ای از آن به نام دال سیاه گاه به بیش از سه متر می‌رسد. این پرنده در بندهش دامان نام دارد و نیروی بیناییش ستوده شده (بخش ۹، بند ۱۵۶). شیردال موجودی اساطیری با تن شیر، سر عقاب (به پارسی: دال) و گوش اسب است (345 :1990 ,MacKenzie). در پاره‌ای از نوشتارهای پارسی میانه از آن با نام بَشكوچ یاد شده (19 :2005، Buyaner)

مرتی خُوار:

 مرتی خُوار (مرد خوار) در باورهای ایرانی جانوری اساطیری است که سر انسان و بدن شیر داشته باشد. این واژه از طریق زبان یونانی به شکل مانتیکور در اروپا رایج شده و در هنر سده‌های میانه اروپا جایگاه ویژه‌ای داشته است (تصویر 1).

کتسیاس پزشک یونانی دربار هخامنشی در کتاب ایندیکا مرتی خوار را چنین وصف می‌کند: این جانور اساطیری چهره‌ای انسان گون، پوستی به سرخی شنگرف و بدنی چون شیر دارد. سه ردیف دندان دارد و چشمانی به رنگ آبی. دمش به سان کژدم است با نیشى به درازای یک زرع بر آن که زخمی همواره کشنده به جا می‌نهد (106 :2011 ,Nichols).

مرتی خوار- جانور اساطیری ایران باستان

خَرَ:

این جانور اساطیری در اوستا ستایش شده است (یسنا، هات ۴۲، بند ۴). او تنی سپید، سه پا، نه دهان، شش چشم و یک شاخ زرین دارد. به بزرگی کوهی است چنان که گرداگرد هر پایش به درازای یک هزار مرد با اسب و گردونه است.

این جانور اساطیری چون بانگ بر می‌آورد همه مادگان مزدا آفريده دریا باردار می‌شوند، و همه خرفستران ماده آبستن جنین فرو می‌نهند. اگر مزدا او را نمی‌آفرید آب دریا از گزند اهریمن زهرآگین می‌شد و همه جانداران نابود می‌شدند (بندهش، بخش ۹، بند ۱۵۲). او در میان دریای ورکش (فراخكرت نشسته و هر آب آلوده‌ای که به او می‌رسد پاک می‌سازد ( مینوی خرد، پرسش ۶۱، بند ۲۷).

متن روایت بندهش (۱۹، ۱–۱۰)، از خر سه پا چنین است:

«خر سه پا، میان دریای فراخکرد ایستد. او را پای سه، و چشم شش، و گند[=بیضه] نه، گوش دو، و شاخ یک؛.. او را آن شش چشم، دو تا به چشمگاه [محل طبیعی چشم= حدقه چشم]، و دو تا به بالای سر، دو تا به کوهانگاه است. بدان شش چشم، بدترین خطر پرمحنت را برطرف سازد و نابود کند. آن نه گُند، سه تا به سر، سه تا به کوهان، سه تا به درون نیمه پهلو است و هر گُندی به اندازهٔ بزرگی خانه ایست.

او را بلندا[=قد]، به اندازهٔ کوه خونوند است و آن سه پای هریک چون نهاده شود، آن چند زمین را فراگیرد که هزار میش، به همنشینی گرد فرونشینند. خوردگ پای به اندازه ایست که هزار مرد با اسب و هزار گردونه بدو درگذرد؛ و آن دو گوش سرزمین مازندران را بگرداند. آن یک شاخ زرین، همانند سوورا است و از آن یک هزار شاخ دیگر رسته‌است، که بزرگ و کوچک، به بلندی شتری و به بلندی اسبی و به بالای گاوی و قامت خری باشد. بدان شاخ، همهٔ آن بدترین خطرهای کوشنده برطرف سازد و نابود کند.

چون آن خر در دریا گردن افرازد و گوش خم کند، همهٔ آب دریای فراخکرد به لرزه بلرزد، آب کرانه و ناف برآشوبد. چون بانگ کند، همه آفریدگان مادّهٔ آبزیِ هر فردی آبستن شوند و همهٔ خرفستران آبی آبستن، چون آن بانگ بشنوند، ریدک‌ها شان افکنده شوند. چون در دریا می‌زد، همهٔ آب دریا مطهر شود که به هفت کشور زمین، بدان سبب همه خران، چون آب بینند، فرو می‌زند.

چنین گوید که اگر خر سه‌پای، آب را تطهیر نمی‌کرد، پلیدی که اهریمن برای مرگ آفریدگان هر فردی بر آب برده‌است، همه آبها نابود می‌شدند. تیشتر آب را از دریا به یاری خر سه‌پای بیش ترساند.

عنبر نیز، پیداست که سرگین خر سه‌پا است؛ زیرا اگر او مینو خورش است، پس آن نم و فرد هر آب را که به سوراخ به تن وی شود، به صورت گمیز و سرگین باز افکند.»

منابع

برگرفته از کتاب “نشانه شناسی کهن الگوها در هنر ایران باستان و سرزمین‌های هم‌جوار” نوشته دکتر صدر الدین طاهری

  1. معین، محمد، (۱۳۲۲)، يوشت فریان و مرزبان نامه، تهران.
  2. MacKenzie, D, N., (1990), A concise Pahlavi dictionary. Reissue, with
  3. Buyaner, D., (2005), On the Etymology of Middle Persian Baškuč (Winged Monster), Studia Iranica, vol. 34. 1.
  4. Nichols, Andrew G. (2011), Ctesias: On India, Translation and Commentary, London: Bristol Classical Press. Ovid, (2008)

بلاگ هنداکو

zananeshaghel وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *